شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی 2

جمعه 13 دی 1398 ساعت 11:08 ق.ظ

یافته ها

دامنه سنی شرکت کنندگان 25 تا 50 سال بود. متوسط سن شرکت کنندگان در سه گروه تقریبا یکسان بود و از نظر آماری تفاوت معناداری نداشتند (جدول 1). شرکت کنندگان دارای پایگاه اجتماعی – اقتصادی متوسط بودند، در حدود 51 درصد آنها دارای تحصیلات دانشگاهی بودند و مابقی تحصیلات دیپلم داشتند.

جدول 1. ویژگی های جمعیت شناختی شرکت کنندگان در پژوهش بر حسب گروه ها

 

N

سن

تحصیلات

M

SD

دیپلم

لیسانس

فوق لیسانس

گواه

آزمايشي اول (فراشناخت درمانی)

آزمايش دوم (ذهن آگاهی)

13

13

13

4/31

5/32

7/31

9/2

1/4

2/4

7

6

6

6

5

6

1

2

1

 

میانگین و انحراف استاندارد مؤلفه های بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری آزمودنی ها در سه موقعیت پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری برحسب گروه های آزمایشی و کنترل در جدول 2 گزارش شده است.

جدول 2. مشخصات توصیفی متغیر های پژوهش گروه ذهن آگاهی، فراشناخت و کنترل در پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری

متغیر

زمان

کنترل

 N=1

فرا شناخت

N=13

ذهن آگاهی

N=13

 

 

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

میانگین

انحراف استاندارد

           

بهزیستی روانشناختی

پیش آزمون

60/6667

5/03795

61/6667

5/98411

60/0000

4/56696

پس آزمون

61/0000

5/22357

67/4000

5/96178

68/1333

4/40562

پیگیری

61/2667

5/27076

68/1333

5/86596

68/8667

4/61158

نشاط ذهنی

پیش آزمون

20/6667

5/03795

20/9333

5/66274

20/0000

3/44342

پس آزمون

21/0000

5/22357

28/4667

5/23541

27/4000

3/35517

پیگیری

21/2667

5/27076

28/1333

5/11115

27/0000

3/29502

تاب آوری

پیش آزمون

77/6667

4/70056

79/4000

6/19677

78/8667

5/74928

پس آزمون

78/0000

4/95696

81/2667

7/57314

81/1000

7/12942

پیگیری

78/1333

5/05494

81/8667

7/18994

82/3333

6/99660

 

نتایج جدول 2 نشان می دهد که مؤلفه های بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری در مرحله پیش آزمون در دو گروه آزمایش و گروه کنترل تقریبا مشابه می باشد. جهت مقایسه دو شیوه درمانی با گرو کنترل در افزایش میزان بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری از مدل تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر چند متغیری استفاده شد. براین اساس ابتدا پیش فرض های استفاده از مدل بررسی شد. نتایج آزمون کرویت موچلی نشان می دهد که تنها در متغیر بهزیستی روانشناختی فرض کرویت رد نمی شود، ولی در سایر اندازه ها فرض کرویت رد می شود. به این ترتیب، از مقادیر تصحیح شده هوین- فلت برای مقایسه ها استفاده شد. همچنین مفروضه همگنی واریانس ها با استفاده از آزمون لون ارزیابی شد که نتایج حاکی از برقراری این مفروضه می باشد.

یافته های آزمون های چند متغیری آشکار ساخت که اثر عامل زمان (پیش آزمون- پس آزمون – پی گیری)، اثر تعامل عامل زمان × گروه و اثر عامل گروه (کنترل، درمان ذهن آگاهی، درمان فراشناختی) معنادار بود. یافته ها در مورد مقایسه اثر بین گروهی نشان می دهد که بین گروه های آزمایشی و کنترل در مؤلفه های بهزیستی روانشناختی (F2,39 = 152.194, P< 0.0001, Partial Eta Square = 0.881)، نشاط ذهنی  (F2, 39 = 156.802,P< 0.0001, Partial Eta Square = 0.884)، و تاب آوری (F2,39 = 168.690, P < 0.0001, Partial Eta Square = 0.892) تفاوت معنی داری وجود دارد. از این رو برای بررسی اثر تعامل از آزمون های پس از تجربه با تعدیل بن- فرونی استفاده شد که نتایج آن در جدول 3 ارائه شده است.

جدول3. مقایسه زوجی سه گروه در مؤلفه های مورد بررسی

مؤلفه ها

درمان(i)

درمان (j)

تفاوت میانگین ها

انحراف استاندارد

سطح معنی داری

بهزیستی روانشناختی

ذهن آگاهی

فراشناخت

956/0-

867/1

573/0

ذهن آگاهی

کنترل

*022/9-

867/1

000/0

فراشناخت

کنترل

*756/4-

867/1

015/0

 

نشاط ذهنی

ذهن آگاهی

فراشناخت

131/1-

682/1

424/0

ذهن آگاهی

کنترل

*822/4-

682/1

006/0

فراشناخت

کنترل

*867/3-

682/1

027/0

 

تاب آوری

ذهن آگاهی

فراشناخت

822/0-

207/2

621/0

ذهن آگاهی

کنترل

881/0-

207/2

611/0

فراشناخت

کنترل

899/0-

207/2

598/0

 

نتایج مقایسه های زوجی در جدول فوق نشان می دهد که بین هر دو گروه آزمایش ذهن آگاهی و فراشناخت با گروه کنترل تفاوت معنی داری از لحاظ میزان بهزیستی روانشناختی وجود دارد. در مؤلفه نشاط ذهنی نیز مقایسه هر یک از گروه های آزمایش با گروه کنترل نیز اثر بخشی دو درمان و افزایش سطح نشاط ذهنی در گروه های آزمایش را نسبت به گروه کنترل نشان می داد. در نهایت مقایسه دو گروه آزمایش با گروه کنترل در میزان تاب آوری حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار بین گروه های آزمایش و کنترل در مولفه ی تاب آوری دارد. همچنین مقایسه دو درمان ذهن آگاهی و فراشناخت در سه مولفه ی بهزیستی روانشناختی، تاب آوری و نشاط ذهنی حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار بین دو گروه بود.

بحث

هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با درمان فراشناختی به روش گروهی در مؤلفه بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی بود. یافته­های این مطالعه نشان داد که برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی نسبت به گروه کنترل بر میزان بهزیستی روانشناختی اثربخش بوده اند. از بعد اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مولفه ی بهزیستی روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی می توان گفت این نتیجه در راستای یافته های قبلی است که نشان داده­اند تمرین های ذهن آگاهی یک برنامه موثر بر افزایش بر بهزیستی روانشناختی (36. 37.  38. 39) مادران کودکان معلول می باشد. در تبیین این نتیجه می توان اظهار داشت از آنجا که ذهن آگاهی، احساس بدون قضاوت و متعادلی از آگاهی است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و تجربیات زندگی، همانطور که اتفاق می افتند، کمک می کند (40)، بنابراین آموزش آن به مادران کودکان فلج مغزی، باعث می شود که آنان احساسات و تجربیات ناشی از داشتن فرزند معلول را بپذیرند و قبول و پذیرش این احساسات باعث کاهش توجه و حساسیت بیش از حد نسبت به این مساله و کمتر شدن احساس گناه، خودکم­بینی و بی­ارزشی در آنها می شود. به عبارت دیگر می توان گفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب می شود که مادران کودکان فلج مغزی با انجام تمرین های ذهن آگاهی مانند وارسی بدن و بازارزیابی مثبت افکار و هیجانات و تمرکز خود را نسبت به وضعیت معلولیت کودک کاهش دهند و از این طریق به کاهش پیامدهای منفی روانشناختی روانی خود کمک کنند. با توجه به این آموزش ها در خلال این مداخله درمانی، معنادار شدن آن با فاکتور بهزیستی روانشناختی قابل توجیه می باشد. از بعد اثربخشی فراشناخت درمانی بر افزایش سطح بهزیستی روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی می توان گفت این یافته با نتایج قبلی در این زمینه همخوان است (41. 42. 43). این نتیجه را می توان این چنین تبیین نمود با توجه به اینکه شاخص بهزیستی روانشناختی به طور عمده احساسات افسردگی و اضطراب و تغییرات درك شده در مورد سلامت عمومی را مورد ارزیابی قرار می دهد، از آنجایی که کانون اصلی درمان فراشناختی غلبه بر نشخوار هاي ذهنی و عقاید مثبت و منفی در مورد آن ها می باشد، به دنبال کاهش نشخوارهاي ذهنی و عقاید مثبت و منفی در مورد آن ها خلق افسرده نیز کاهش پیدا می کند و در نتیجه این امر کاهش نشانه هاي افسردگی نیز صورت می پذیرد، بنابراین افراد وضعیت سلامت روان خود را بهتر ارزیابی می کنند. از این رو، مادران کودکان فلج مغزی که تحت درمان فراشناخت قرار می گیرند در نتیجه ی انجام تکنیک ها و تکالیف درمان فراشناختی زمان زیادی برای غرق شدن در افکار و خاطرات منفی و نشخوای فکری ناشی از داشتن کودک معیوب نخواهد داشت. در نتیجه به موازات کاهش توجه مادران از دام حلقه های معیوب شناختی، هیجانی و رفتاری، احساس مثبت و سرزندگی در آنها بیشتر شده و در نتیجه بهزیستی ورانی خود را بهتر ارزیابی کرده اند.

نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی بر میزان نشاط ذهنی اثربخش بوده اند. در خصوص اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشاط ذهنی باید گفت این نتیجه با یافته های قبلی در این زمینه (44. 45) همسو است. در این زمینه بایستی اشاره داشت، افراد ذهن آگاه معمولاً توانايي هاي ويژه اي در درك عميق احساسات خود و پذيرش آنها دارند و متوجه احساساتي ظريف خود هستند. آنها به طور كلي احساس آگاهانه و مثبت و اطمينان بخشي درباره خود دارند و در رسيدگي به امور شخصي و اجتماعي موفق عمل مي كنند و معمولاً خشنود هستند. بنابراين، افراد ذهن آگاه به جاي اين كه فشارها را تشديد كنند، زمينه رشد روان شناختي، افزايش رضايت از زندگي و عواطف مثبت را براي خود فراهم مي سازند (46). مادران کودکان فلج مغزی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و این امر از این نظر که در پژوهش های قبلی نشان داده شده است که ذهن آگاهی به افراد در تعدیل افکار و احساسات منفی کمک می نماید و منجر به تنظیم هیجانات مثبت مرتبط به سلامتی می شود (46) قابل توجیه است. به عبارت دیگر، می توان گفت که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با تلفیق شیوه شناختی درمانی و تمرین های مفید ذهن آگاهی موجب می شود که مادران کودکان فلج مغزی مشکلات مرتبط با داشتن کودک معیوب را بپذیرند و با بازارزیابی مثبت، احساسات منفی خود را نسبت به آثار روانی این مساله را کاهش دهند و در نتیجه به افزایش میزان شادی و نشاط خویش کمک کنند. در خصوص اثرگذاری فراشناخت درمانی بر نشاط ذهنی نیز می توان خاطر نشان کرد، پژوهشگران و صاحبنظران معتقدند، شادی و نشاط منشع ادراک مثبت فرد نسبت به توانایی ها خویش و یکی از شرایط بهبود روابط او با تجربیات زندگی اش است، که با رشد شناختی و اخلاقی در ارتباط است. نظریه فراشناختی نیز بر این اصل استوار است که برخلاف شباهت های بنیادی در سازوکارهای آسیب شناختی، اختلال های روانشناختی مختلف، هر اختلال محتوای خاص خود را در سطوح شناختی و فراشناختی دارد. در این رابطه شوارتز و کلور (47) بیان می کنند که مردم هیجاناتشان را به عنوان اطلاعاتی برای ارزیابی ها و قضاوت ها به کار می گیرند. بر طبق این نظریه، باورهای فراشناخت قادر به پیش بینی مثبت بیماری های هیجانی هستند. بنابراین می توان بیان کرد آموزش فراشناخت با شناسایی و بازارزیابی باورهای فراشناختی معیوب می تواند منجر به بیان احساسات مثبت از سوی افراد شود. بنابراین، هیجانات مادران کودکان فلج مغزی با باورهای شناختی و فراشناختی آنان مرتبط است. از این رو درمان فراشناختی به این مادران کمک می کند که به بازسازی باورهای شناختی و فراشناختی ناکارآمد در مورد فرزند معلول خود بپردازند و در نتیجه هیجانات مثبتی مانند نشاط ذهنی را تجربه نمایند.

در مقایسه با گروه کنترل نتایج بدست آمده از بعد اثرگذاری آموزش ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی بر تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی نتایج اثربخشی را به دنبال نداشت و این یافته با نتایج پیشین در این حوزه (48. 49) همسو نمی باشد. به منظور توضیح همسو نبودن نتایج حاصل از این بخش از پژوهش حاضر با پیشینه پژوهش می توان چند علت را عنوان کرد. اثربخشی این روش های درمانی منوط به تکرار و تمرین تکالیف خانگی مربوطه در فاصله بین جلسات می باشد؛ در صورتی که با توجه به نقش مشغله و مسوولیت زیاد مادران کودکان فلج مغزی به درخواست های جدید این کودکان (برای والدین به واسطه نیاز به بستری شدن، مراقبت های پزشکی و نیازهای مراقبتی، آموزش و توانبخشی کودک)، این احتمال می رود که افراد حاضر در گروه آزمایش، در انجام این تمرین ها کوتاهی کرده اند. همچنین در تبیین دیگر می توان گفت همانطور که می دانیم تاب آوری صفتی شخصیتی بوده که به راحتی قابل تغییر نمی باشد. بنابراین نمی توان انتظار داشت که یک مداخله هشت جلسه ای بتواند در یک صفت شخصیتی تغییر زیادی ایجاد نماید. از طرفی نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس نشان داد که نمرات تاب آوری دو گروه آزمایش در مرحله پس آزمون افزایش چشمکیری را نسبت به نمرات پیش آزمون همین گروه ها داشته است که این بدین معنا می باشد که هر چند این مداخله منجر به تفاوت معنادار آماری در میان دو گروه آزمایش و شاهد نشده است اما به لحاظ بالینی در کاهش نمرات تاب آوری مؤثر بوده است. در تبیین عدم معناداری تفاوت بین اثربخشی دو روش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی و فراشناخت درمانی بر متغیرهای پژوهش می توان گفت که این نکته می تواند به دلیل همپوشانی مراحل دو روش درمانی باشد. زیرا در هر دو روش، توجه و ذهن آگاهی وجود دارد. همچنین دو تکلیف مبتنی بر تکالیف هستند که تاکیدی دیگر بر همپوشانی بین دو روش است. بنابراین می توان گفت این همپوشانی باعث تاثیرات حدودا یکسان این دو روش درمانی شده است.

نتیجه گیری

سلامتی افراد جامعه اهمیت بسیاري دارد و در این رابطه سلامتی مادران داراي کودك با نیازهاي ویژه داراي اهمیت فراوانی می باشد [50]. بدین منظور این مطالعه در جمعیت مادران کودکان فلج مغزي انجام گرفت. طی مقایسه هایی که با سایر مطالعات انجام شده در داخل یا خارج از ایران انجام پذیرفت، مشاهده شد که روابط بدست آمده در این مطالعه و شدت این روابط تا حدودی با مطالعات قبلی متفاوت است. لذا در جمع بندی نهایی این تحقیق مطرح می شود که نتایج این پژوهش با یافته های مطالعات پیشین و مبنای نظری متغیرها همسویی نسبی دارد. اين ناهمخواني نسبی از دو منظر قابل بررسي است: اول شاید بتوان نتیجه گرفت که در بین مادران کودکان فلج مغزی که داری میزان استرس اضطراب و افسردگی بالا [5. 51. 52. 53. 50. 54. 55]؛ سطح کیفیت زندگی پایین [56] می باشند و میانگین کلی سلامت روانی در آنها کم تر از افراد عادی می باشد و همچنین از نظر علایم سلامت روانی یعنی افسردگی، اضطراب، روان پریشی، پرخاشگری و ... در سطح پایین تری نسبت به افراد عادی هستند [57]، روابط و عوامل میانجی وجود دارند که مهمتر از روابط و متغیرهای این مطالعه هستند (58) و دوم به لحاظ تفاوت هاي فرهنگي و مذهبي و نوع شعائر و آداب و مناسك خاص مذهبي در نظام اسلامي مي توان چنين تفاوت هايي را محتمل دانست. لذا تفاوت مشاهده شده در نتیجه حاصل از پژوهش حاضر با سایر مطالعات باید با مقایسه زمینه های فوق در این مطالعات مورد بررسی قرار گیرد. این تحقیق دارای محدودیت­هایی بود که در ادامه به آنها اشاره می­شود. نخستین محدودیت مربوط به استفاده از ابزارهای خود گزارشی است. این ابزارها دارای مشکلات ذاتی (خطای اندازه­گیری، عدم خویشتن­نگری و. ..) است. محدودیت دوم مربوط به عدم کنترل عوامل زمینه­ای و فردی است. این احتمال وجود دارد که شرکت­کنندگان به دلیل بعضی از عوامل زمینه­ای اثر برنامه را بیش­تر برآورد کرده باشند. یک فرض احتمالی دیگر آن است که افراد به دلیل تمایل فردی، خوش­بینی و عواملی نظایر آن اثر برنامه را بیش برآورد کرده باشند. پیشنهاد می­شود در مطالعات آتی برای دستیابی به اندازه اثر واقعی برنامه عوامل مزاحم کنترل گردد. همچنین با توجه به نتایج تحقیق حاضر، پیشنهاد می­شود پژوهشگران برای بسط یافته­های این مطالعه، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و فر اشناخت درمانی را جهت ارتقاء سطح نشاط ذهنی و بهزیستی روانشناختی  بر روی مادران مشابه در سایر شهرستان ها اجرا کنند.

تشکر و قدردانی

گروه پژوهشي لازم مي دانند تا از مرکز توانبخشی مهر شیروان و تمامی مادران محترمی که صمیمانه محققین را در انجام این پژوهش یاری رساندند، کمال تشکر و قدردانی را به عمل آورند.

 

منابع

  1. Prudente COM, Barbosa MA, Porto CC. Relation between quality of life of mothers of children with cerebral palsy and the children's motor functioning, after ten months of rehabilitation. Revista Latino-Americana de Enfermagem 2010;18 (2): 149-55.
  2. Altmdag Ö, Içcan A, Akcan S, Köksal S, Erçin M, Ege L. Anxiety and depression levels in mothers of children with cerebral palsy. Turk Fiz Tip Rehab Derg 2007;53:22-4.
  3. Mobarak R, Khan N, Munir S, Zaman S, McConachie H. Predictors of stress in mothers of children with cerebral palsy in Bangladesh. Journal of Pediatric Psychology 2000; 25 (6): 427.
  4. McConkey R, Truesdale-Kennedy M, Chang MY, Jarrah S, Shukri R. The impact on mothers of bringing up a child with intellectual disabilities: a cross-cultural study. Int J Nurs Stud. 2008;45(1):65-74. doi: 10.1016/j.ijnurstu.2006.08.007 pmid: 17022985.
  5. Dalvand H, Dehghan L, Hosseini SA, Feizi A, Kalantari M. Comparison of health-related quality of life in mothers of children with Spina bifida and cerebral palsy. Int J Pediatr 2017;5(9):5677-85.
  6. Paster A, Brand W, Joanne WA. comparison of coping strategies used by parents of children with disabilities and parents of children without disabilities. Research in Developmental Disabilities, 2009. 30, 1337-1342.
  7. Eisenhower A, Baker BL, Blacher j. preschool children with intellectual disability, syndrome specificity ,behavior problems,and maternal well- being. Journal of intellectual disability. 2005. 49, 657- 671.
  8. Krstić T, Mihić L, Mihić I. Stress and resolution in mothers of children with cerebral palsy. Res Dev Disabil. 2015 Dec; 47:135-43. doi: 10.1016/j.ridd.2015.09.009.
  9. Raj Kumari Gupta, Harpreet Kaur. Stress among parents of children with intellectual disability. Asia Pacific Disability Rehabilitation Journal, 2010. 21 (2), 118-126.
  10. Garip Y, Ozel S, Tuncer OB, Kilinc G, Seckin F,  Arasil T. Fatigue in the mothers of children with cerebral palsy. Fatigue in the mothers of children with cerebral palsy. Disability and Rehabilitation. Volume 39, 2017 - Issue 8 . https:// doi.org/ 10.3109/ 09638288. 2016. 1161837.
  11. Ellingsen R, Baker BL, Blacher J, Crnic K. Resilient parenting of preschool children at developmental risk. J Intellect Disabil Res. 2014 Jul;58(7):664-78. doi: 10.1111/jir.12063.
  12. Davis E, Shelly A, Waters E, Boyd R, Cook K, Davern M. The impact of caring for a child with cerebral palsy: quality of life for mothers and fathers. Child: Care, Health and Development 2010;36 (1): 63-73.
  13. Raina P, O'Donnell M, Rosenbaum P, Brehaut J, Walter S, Russell D, et al. The health and well-being of caregivers of children with cerebral palsy. Pediatrics 2005;115 (6): 626-36.
  14. Guillamón N, Nieto R, Pousada M, Redolar D, Muñoz E, Hernández E, Boixadós M, Gómez-Zúñiga B. Quality of life and mental health among parents of children with cerebral palsy: the influence of self-efficacy and coping strategies. J Clin Nurs. 2013 Jun;22(11-12):1579-90. doi: 10.1111/jocn.12124. Epub 2013 Mar 6.
  15. Halstead E, Ekas N, Hastings Richard P, Griffith Gemma M. Journal of Autism and Developmental Disorders , v48 n4 p1108-1121 Apr 2018.
  16. Whittingham K, Wee D, Boyd R. Systematic review of the efficacy of parenting interventions for children with cerebral palsy. Child Care Health and Development. 2011;37 (4): 475 -83.
  17. Willson B, Herbert CA, Shiel A. Behavioral approaches in neuropsychological rehabilitation, Hove & NewYork, psychology press. 2003.
  18. Ortega S, beauchemin A, kaniskan RB. Best practices in mental health. Lyceum Books, Inc, 2008. 4 (1).
  19. Teasdale J, Segal Z, Williams J, Ridgeway V, Soulsby J, Lau M. Prevention of relapse /recurrence in major depression by mindfulness based cognitive therapy. J Consult Clin Psychol. 2000. 68 (4): 615-23.
  20. Wells A, Papageorgiou C. Brief cognitive therapy for social phobia: A case series. Behav Res Ther; 2001. 39 (2): 713–720.
  21. Wells A, Sembi S. Metacognitive therapy for PTSD: A preliminary investigation of a new brief treatment. J Behav Ther Exp Psychiatry. 2004.  35 (3): 307-18.
  22. Baer R. Mindfulness-based treatment approaches: Clinician's guide to evidence base and applications, San Diego: Elsevier. 2006.
  23. Chaskalon M, Wiley J, sons. The mindful workplace: developing resilient individuals and resonant organizations with MBSR. 2011. 20; 230-2.
  24. Daughters S, Braun R, Sargeant N, Reynolds E, Hopko D, Blanco C, et al. Effectiveness of a brief behavioral treatmentfor inner-city illicit drug users with elevateddepressive symptoms: The life enhancement treatment for substance abuse, J Clin Psychol. 2008. 69: 122-129.
  25. Brantley J. Mindfulness-Based Stress Reduction .In S.M .Orsillo & L. Roemer (Eds), Acceptance and mindfulness-based approaches to anxiety: Conceptualization and treatment New York: 2005. 131-45.
  26. Lengacher C, Barta M, Jacobsen P, Kip K, Shelton M, Budhrani P, et al. Feasibility of a Mindfulness-Based Stress Reduction Program for Early-Stage Breast Cancer Survivors. J Holist Nurs. 2011. 29 (1): 107-117.
  27. Hasanvandi S, Valizadeh M, Mehrabizadeh M. Effect of group metacognitive therapy on depression symptom and rumination. Journal of Fundamentals of Mental Health . 2013. 15 (57): 432-42.
  28. Kabat-Zinn J. Coming to our senses: Healing ourselves and the world through   Mindfulness. New York; Hyperion . 2005.
  29. Ryff CD, Singer, B. Ironies of the human condition: Well-being and health on the way to mortality. Washington, DC, US: American Psychological Assolciation. 2003.
  30. Ryff CD. Happiness is everything, or is it? Exploration on the meaning of psychological well-being. Journal of personality and social psychology 1989. 57, 1069- 1081.
  31. Khanjani, M. Shahidi, Sh. Fath Abadi, J. Mazaheri, MA. Shokri, O. Factor Structure and Psychometric Properties of Short Form (18 questions) Reef Psychological Well-Being Scale in Male and Female Students. Thought and Behavior. Eighth, 2014. No. 32, 37- 27.
  32. Conner KM, Davidson JRT. Development of a new resilience scale: The Conner-Davidson Resilience Scale (CD-RISC). Depression and Anxiety, 2003. 18, 76-82.
  33. Jokar, B. The role of resilience mediator in the relationship between emotional intelligence and general intelligence with life satisfaction. Contemporary Psychology, 2017. 4, 12-3.
  34. Ryan RM, Frederick C. On energy, personality, and health: subjective vitality as a dynamic reflection of well-being. Journal Personality, 1997. 65 (3), 529- 565.
  35. Shaykhal-Islami, R. Daftarchi, E. The role of estimating the needs of the psychological basis in goal orientation and subjective vitality, Master's Degree, Faculty of Psychology and Educational Sciences: Shiraz University. 2011.
  36. Shirazi Tehrani A. Ghadampour E. The Effect of Education on Stress Reduction Based on Mindfulness on the Components of Psychological Well-being of Mothers of Children with Attention Deficit / Hyperactivity Disorder. Quarterly Journal of Exceptional Children. 2016. 16, 3, 35-48.
  37. Ismaili  M. Basiri N. Khair Z. The Effectiveness of Mindfulness Therapy on Increasing the Psychological Well-being of Mothers with Children with Learning Disabilities. 2016. 6, 1, 26-39.
  38. Snyder, C.R., & Lopez, S.J. (2001). Handbook of Positive Psychology. US: Oxford University Press. Tabachnick, B. G., & Fidell, L. S. (2007). Using multivariate statistics (5 rd ed.). Boston: Allyn and Bacon.
  39. Murrell, A. R., Coyne, L. W., & Wilson, K. G. (2004). Acceptance and commitment therapy with children, adolescents, and their parents. In S. C. Hayes & K. Strosahl (Eds.), A practical guide to acceptance and commitment therapy (pp. 249–273). New York: Springer.Google Scholar
  40. Segal Z, Williams J, Teasdale J. Mindfulness-based cognitive therapy for depression: A new approach to preventing relapse. New York, NY: Guilford Press, 2002.
  41. Fastame MC, Penna MP. Psychological well-being and metacognition in the fourth age: an explorative study in an Italian oldest old sample. Aging Ment Health. 2014 Jul;18(5):648-52. doi: 10.1080/13607863.2013.866635.
  42. Marzemi Pour, Z. Effect of metacognitive therapy on psychological well-being of women with major depressive disorder. The 3rd National Conference on New Studies and Researches in the field of Iranian Educational Sciences and Psychology. 2017. 12- 28.
  43. ValiZadeh, M. Hassanavandi, S. The Effectiveness of Group Metacognitive Therapy on Students' Mental Health. The first National Conference on Cognitive Science Findings in Education. Mashhad Ferdowsi University. 2011. 34- 49.
  44. Aminpour, H. Zahedi, R. OrojYar, M. The effect of fear of success and mind-awareness skills on students' happiness. The first national conference on applied research in education, psychology and social harm in Iran. 2015. 23-36.
  45. Hashemi, SE. Mahour, H. Effectiveness of Mindfulness Education on Happiness of Students. Clinical psychology and counseling research (educational studies and psychology), 2016.  6 (2). 111-120.
  46. Junkin SE. Yoga and self-esteem: exploring change in middle- age women. MA [dissertation]. Saskatoon, Canada; University of Saskatchewan; 2007. p. 42-6.
  47. Schwarz N, Clore GL. Mood, misattribution and judgements of well-being : Informative and directive functions of affective states.Journal of Personality and Social Psychology, 1983. 45, 513-523.
  48. Bohlmeijer E, Prenger R, Taal E. Cuijpers P. “The effects of mindfulness-based stress reduction Standardization, Validity and Relliability of Subjective Well-being Questionnaire”. J Psychiatry and Clinical Psychology; 2010. 16(3):231-238.
  49. Goldin PR, Gross JJ. “Effects of mindfulness based stress reduction (MBSR) on emotion regulation in social anxiety disorder”. Emotion. 2010. 25(10): 83-91.
  50. Toulgui E, Jemni S, Samia F, Lazreg N, Mtaouaa S, Khachnaoui F. Depression and anxiety in mothers of children with cerebral palsy: Comparative study. Ann Phys Rehabil Med. 2016;59:e9.
  51. Dehghan L, Dalvand H, Feizi A, Samadi SA, Hosseini SA. Quality of life in mothers of children with cerebral palsy: The role of children’s gross motor function. J Child Health Care. 2016;20(1):17-26.
  52. Krstic T, Mihic L, Mihic I. Stress and resolution in mothers of children with cerebral palsy. Res Dev Disabil. 2015;47:135-43. doi: 10.1016/j.ridd.2015.09.009 pmid: 26421350.
  53. Kumar R, Lakhiar MA, Lakhair MA. Frequency and Severity of Depression in Mothers of Cerebral Palsy Children. J Liaquat Univ Med Health Sci. 2016;15(3):147-51.
  54. Barlow JH, Cullen‐Powell LA, Cheshire A. Psychological wellbeing among mothers of children with cerebral palsy. Early Child Development and Care. 2006;176(3-4):421-8. doi: 10.1080/0300443042000313403.
  55. Gupta RK, Kaur H. Stress among parents of children with intellectual disability. Asia Pacific Disability Rehabilitation Journal. 2010;21(2):118-26.
  56. Yilmaz H, Erkin G, İZkİ AA. Quality of Life in Mothers of Children with Cerebral Palsy. ISRN Rehabil. 2013;2013:1-5. doi: 10.1155/2013/914738.
  57. Narimani M, Agha Mohammadian H, Rajabi S. Comparison of Mental Health of Mothers of Normal Children and Mental Health of Mothers of Normal Children. Q J Fundam Ment Health. 2007 9(2):15-24.
  58. Khorrami M, Atashpour SH, Arefi M. Analyzing the Path between Positive Psychological Functions among Mothers of Cerebral Palsy. J North Khorasan Univ Med Sci. 2019;10(4):28-40. DOI: 10.21859/nkjmd-10045.

 

 

Title: Comparison of the Effectiveness of Mindfulness and Metacognitive Therapy on Psychological Well-being, Mental vitality and Resilience of Mothers of Cerebral Palsy

Abstract
Introduction: The purpose of this study was to determine the effectiveness of mindfulness and metacognitive therapy on psychological well-being, mental agility and resilience of mothers of children with cerebral palsy. The statistical population of this study included all mothers of children with cerebral palsy in Bojnourd in 2017 and 2018 years old.

Methods: The Samples were selected by sampling method (39 individuals). Data were collected using three Reef psychological well-being questionnaires (1980), Ryan and Friedrich (1997) mental aberration, and Conver and Davidson resilience (2003) and analyzed by repeated analysis of variance.

Results: The results showed a significant difference between the two groups of meta-cognitive therapy and mindfulness-based cognitive therapy whit control group on the Variables of subjective well-being and Mental vitality. However, this difference was not significant in the resilient variable. Also, comparing Between the two treatments of mindfulness and metacognition on the present research variables, showed no significant difference between the two groups.

Conclusions: According to the findings, in order to increase the level of psychological well-being and mental vitality of mothers of children with cerebral palsy, meta-cognitive and mindfulness training should be paid more attention.

Keyword: Mothers of cerebral palsy, Meta-cognitive therapy, Mindfulness training, Psychological well-being, Mental vitality, Resilience.

  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی 2
دسته بندی
برچسب ها
تبلیغات

انجام فوری تحلیل آماری پایان نامه

تحلیل آماری

انجام فوری تحلیل آماری پایان نامه