شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی1

جمعه 13 دی 1398 ساعت 11:05 ق.ظ

مقایسه اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراشناخت بر نشاط ذهنی، بهزیستی روانشناختی و تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی

محمد خرمی: دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران. khorrami@rocketmail.com

0000-0002-5832-7220

سید حمید آتش پور*: دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

0000-0003-2090-7577

 مژگان عارفی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

 

 

*نویسنده مسوول: عضو هیات علمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان، اصفهان، ایران.

09131068707- رتبه ی علمی دانشیار- hamidatashpour@gmail.com

 

Mohammad khorrami Ph.D Student of General Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan( Branch, Isfahan, Iran.

Seyed Hamid Atashpour*: Associate Professor Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan( Branch, Isfahan, Iran.

Mozhgan.arefi: Assistant Professor Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan( Branch, Isfahan, Iran.

 

 

چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی بر بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان فلج مغزی استان خراسان شمالی در سال 96 و 97 بودند.

روش کار: نمونه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد (به تعداد 39 نفر). داده های پژوهش با استفاده از سه پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1980)، نشاط ذهنی ریان و فریدریک (1997) و تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) گردآوری شده و با استفاده از روش تحلیل واریانس مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

یافته ها: یافته­های پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه درمان فراشناختی و شناخت درمانی بر مبتنی ذهن­آگاهی با گروه گواه در متغیرهای بهزیستی وانشناختی و نشاط ذهنی وجود دارد. ولی، در متغیر تاب آوری این تفاوت معنادار نبود. همچنین در مقایسه دو درمان ذهن آگاهی و فراشناخت بر متغیرهای پژوهش حاضر نتایج حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار بین دو گروه بود.

نتیجه گیری: با عنایت به یافته های بدست آمده، به منظور افزایش سطح بهزیستی روانشناختی و نشاط ذهنی، مادران کودکان فلج مغزی باید آموزش های فراشناخت و ذهن آگاهی توجه بیشتری مبذول گردد.

کلید واژه: مادران کودکان فلج مغزی، فراشناخت درمانی، آموزش ذهن آگاهی، بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی، تاب آوری.

 

 

مقدمه

فلج مغزي[1] شایع ترین ناتوانی حرکتی مزمن و عارضه عصب شناختی در کودکان است که در نتیجه یک ضایعه غیر پیشرونده به مغز در حال رشد حادث می شود. این ضایعه ممکن است قبل، حین و یا بعد از تولد رخ دهد که اغلب همراه با اختلالات حسی، درکی، شناختی، ارتباطی، رفتاري و هم چنین صرع و مشکلات عضلانی اسکلتی است و باعث محدودیت در فعالیت ها و کاهش مشارکت در فعالیت هاي اجتماعی می شود (1).

 کودکان فلج مغزي محدودیت عمده اي در فعالیت هاي روزمره زندگی مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، حمام و توانایی تحرك[2] دارند. این محدودیت ها منجر به نیاز به مراقبت هاي طولانی مدت می شود که فراتر از نیاز کودکان با رشد طبیعی در زمان رشد خود است. مراقبت از کودك از وظایف والدین کودك است، اما این نقش در کودکان با محدودیت عملکردي و وابستگی طولانی مدت بسیار متفاوت می شود (2). بدین ترتیب، ناتوانی کودك نه تنها زندگی کودك را تحت تأثیر قرار می دهد (3)، بلکه وجود یک عضو که نیازمند مراقبت ویژه و حمایت متفاوتی است می تواند نیروي خانواده و به ویژه"مادر"را بر خود متمرکز گرداند (1).

مادران کودکان معلول با توجه به ساختار شخصيتي خود، بيشتر احساس مسووليت و يا گاهي احساس گناه مي كنند. از طرفي چون آنها بيشتر وقت و انرژي خود را صرف كودك مي نمايند، بيشتر از پدران با همسايگان، اطرافيان و فاميل ارتباط دارند و در معرض توضيح دادن وضعيت كودك قرار مي گيرند (4). این مساله به ویژه در کشورهاي جهان سوم، که خانواده ها منابع محدودي دارند (3) باعث می شود که والدین و مخصوصاً مادران نتوانند به ابعاد دیگر زندگی به اندازه کافی رسیدگی کنند (5). در چنین خانواده هایی درخواست های جدیدی برای والدین به واسطه نیاز به بستری شدن، مراقبت های پزشکی و نیازهای مراقبتی، آموزش و توانبخشی کودک ایجاد می شود و این عوامل به نوبه خود می تواند فرایند سازگاری و بهزیستی والدین را تحت تأثیر قرار دهد و تنیدگی را بدنبال داشته باشد (6). چنین شرایطی می­تواند سبب گوشه­گیری، عدم علاقه به برقراری رابطه با محیط، احساس خودکم­بینی و بی­ارزشی در والدین شود و پیامدهای منفی هم­چون سطح شادی و نشاط کمتر (7)، میزان قابل توجهی استرس (8. 9) و فرسودگی شدید (10)، تاب آوری پایین (11) را در آنها به دنبال داشته باشد. نتایج مطالعات متعدد دیگر نیز نشان داده است که مراقبت از کودك فلج مغزي می تواند بر بهزیستی و سلامت فیزیکی و روانی اغلب"مادرها" تأثیر منفی بگذارد (12. 13). گیلامون[3] و همکاران، در مطالعه خود نشان داد بین سلامت روان مادران دارای فرزند معلول و مادران دارای فرزند پسر عادی تفاوت معناداری وجود دارد (14). مطالعه نومی[4] و همکاران نیز آشکار ساخت والدین کودکان فلج مغزی به طور کلی از سطح پایین سلامت روان برخوردارند (15).

بنابراین، این نکته برای متخصصین سلامت حائز اهمیت است که با استفاده از آموزش والدین کودکان فلج مغزی، بهزیستی را برای هر کدام از افراد درگیر شده در این فرآیند بهبود بخشند (16). حمایت خانواده، کمکی به کودک معلول است تا با بیماری خویش بهتر کنار آید و زندگی را با خانواده بگذراند. نقش خانواده ها در توانبخشی به طور گسترده ای شناخته شده است (17). از این رو باید گفت، والدین کودکان فلج مغزی نیازمند توجه بیشتر و انجام مطالعات و مداخلات هستند که موجب کاهش سطح فشار روانی و افزایش سلامت روانی آنها شود (18).

امروزه درمان هایی که در زمان کوتاه­تری اثرات درمانی مشابهی با درمان های بلند مدت دارند و درمانگران­شان نیاز به آموزش کمی داشته و در نتیجه هزینه­های مالی کمتری را برای درمان­جویان به دنبال دارند، نسبت به درمان هایی که براساس موارد فوق هزینه­های زیادی را هم به سیستم بهداشتی و هم درمان­جویان تحمیل می­کنند، در اولویت قرار می­گیرند (19). از جمله درمان های دارای مزایای فوق درمان فراشناختی می­باشد که مبتنی بر مدل پردازش اطلاعات بوده (20) و بر تغییر و پذیرش تاکید می­کند (21). با وجود کوتاه بودن درمان فراشناختی بیشتر مبتنی بر راهبردها و فرایندهای است که شناخت­ها را ارزیابی، کنترل و نظارت می­کنند و به طور کلی اطلاعاتی در مورد شناخت حالات درونی خود و راهبردهای مقابله­ای موثر به فرد می­دهد (22). در درمان فراشناختی، به طور ویژه بر روی کاهش فراوانی نشخوار فکری و نگرانی در پاسخ تاکید می­شود و به جای حضور ذهن از نوعی تکنیک دیگر به نام ذهن­آگاهی گسلیده استفاده می­شود که شامل نوعی آگاهی­یابی خفیف و منفعلانه از افکار منفی و رها کردن نگرانی و به تعویق انداختن نشخوار فکری است و به طور ویژه به چالش با باورهای فراشناختی مثبت و منفی تاکید می­شود (23). افزون بر این، نظریه جدید دیگری که توسط کابات-زین در مرکز پزشکی دانشگاه ماساچوست در سال 1979 ارائه شد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می­باشد (24). در این درمان مهارت­های ذهن­آگاهی برای مقابله با استرس­های زندگی و پرورش آگاهی از لحظه حاضر آموزش داده می­شود و شامل مراقبه­های مربوط به فکر، آرامش و هاتا یوگا می­باشد (25). ذهن­آگاهی به معنی توجه کردن به زمان حال به شیوه­ای خاص، هدفمند و خالی از قضاوت است. یکی از اهداف اصلی این برنامه، ارتقای سلامتی و کاهش استرس می­باشد (26). تمرین­های مراقبه و ذهن­آگاهی به افزایش توانایی خودآگاهی و پذیرش خود در افراد منجر می­شود (27) و استفاده از حرکات هاتا یوگا در این درمان حالاتی از آرامش و آگاهی از تنفس و احساسات بدنی را در فرد به وجود می­آورد که اتحاد میان بدن و ذهن شکل را می­دهد. از جمله مهم­ترین خصوصیات این دو درمان، مقرون به صرفه بودن از نظر زمان، هزینه، امکانات و سهولت در اجرا، داشتن راهنمای درمانی مشخص و همینطور مطالعات زیادی در مورد سودمندی اثرات این دو درمان انجام می­باشد (28).

براین اساس، اهمیت تحقیق حاضر در حوزه افزایش بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی می­باشد. لذا اگر بتوانیم از طریق پژوهش­های مختلف به بررسی راهکارهای مناسب بپردازیم و به نتایجی دست یابیم که بتواند در زمینه بهبود بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری این مادران مناسب باشد؛ می­تواند هم در جهت کمک به بهبود شرایط زندگی این افراد و خانواده­های آنها و هم برای جامعه نتایج سودمندی به دست آورد. بنابراین، با توجه به آنچه که گفته شد هدف اصلی طرح­ریزی پژوهش حاضر مقایسه اثر بخشی ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی بر بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی می­باشد.

روش کار

تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش­آزمون_پس­آزمون، دوره پیگیری و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مادران کودکان فلج مغزی شهرستان بجنورد بودند. پس از هماهنگی و اخذ موافقت از طرف مراکز توانبخشی از بین این مادران، نمونه­ای به حجم 39 نفر به طور داوطلبانه انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در سه گروه گمارده شدند. به طوری­که، 13 نفر به یکی از دو گروه آزمایش اول (شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی)، 13 نفر در گروه آزمایش دوم (درمان فراشناختی) و 13 نفر گروه افراد فاقد مداخله (گروه گواه) گمارده شدند. ملاك هاي ورود پژوهش حاضر شامل تشخیص فلج مغزي توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان، سن کودکان فلج بین 4- 12 سال، سن مادران بین 25- 50 سال و وجود تنها یک کودك معلول در خانواده بود. معیار خروج از مطالعه نیز عدم تمایل خانواده علیرغم موافقت اولیه جهت همکاري در پژوهش، درنظرگرفته شد. روش اجرای پژوهش به این صورت بود که، ابتدا از بین مادران مراجعه کننده به مراکز توانبخشی استان خراسان شمالی که دارای پرونده بودند و برای ویزیت­های منظم در تاریخ­های مشخصی به این مراکز مراجعه می­کردند، 39 نفر که دارای ملاک­های ورود بودند، انتخاب شدند. سپس با توجه به معیارهاي ورود و خروج 39 نفر از داوطلبان ابتدا انتخاب و به صورت جایگزینی یا گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. در ادامه پیش آزمون با استفاده از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف[5] (1980) (RSPWB)، مقیاس تاب آوری کونر- دیویدسون (1003) (C-DRS[6])، مقیاس نشاط ذهنی موقعیتی ریان و فریدریک (1997)، برای تک تک مادران به صورت جداگانه توسط پژوهشگر، انجام شد. در مرحله ي بعد، آموزش ذهن آگاهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی براساس راهنمایی درمان فراشناختی طی 8 جلسه و یکبار در هفته به مدت دو ساعت بر روي گروه هاي آزمایش اجرا شد و گروه کنترل تحت هیچ مداخله اي قرار نگرفت. سپس پس آزمون براي هر سه گروه تکمیل گردید. نهایتاً پس از دو ماه مجدداً هر سه گروه مورد سنجش قرار گرفتند و داده هاي لازم گردآوري شد. خلاصه­ای از دستورالعمل اجرایی جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به شرح زیر است:

جلسه اول: نخست معرفی سیستم هدایت خودکار/ نحوه کاربرد آگاهی در لحظه حاضر از احساسات بدنی، تفکرات و هیجان ها در کاهش استرس/ تمرین خوردن کشمش و دادن پسخوراند و بحث در مورد تمرین/ فضای تنفس سه دقیقه­ای/ تعیین تکلیف هفته­ی آینده و توزیع جزوات جلسه اول و سی دی مراقبه­ها.

جلسه دوم: تمرین مجدد وارسی بدن/ دادن پسخوراند و بحث در مورد تمرین وارسی بدن/ تمرین مراقبه ذهن­آگاهی تنفس/ تمرین کششی یوگا/ توزیع جزوات جلسه دوم و سی دی مراقبه­ها.

جلسه سوم: انجام نشست هشیارانه با آگاهی از تنفس (مراقبه نشسته)/ انجام تمرینات یوگا (در نمازخانه بیمارستان)/ تمرین فضای تنفس سه دقیقه­ای/ توزیع جزوات جلسه سوم و نوار مربوط به حرکات یوگا.

جلسه چهارم: انجام مجدد تمرین وارسی بدن/ انجام تمرینات مربوط به یوگای بهشیار (در نمازخانه بیمارستان)/ تمرین پنچ دقیقه­ای"دیدن یا شنیدن"/ تمرین مجدد نشست هشیارانه با آگاهی از تنفس و بدن/ توزیع جزوات شرکت­کنندگان در جلسه چهارم و سی دی مراقبه­ها.

جلسه پنجم: تمرین تنفس/ تمرین مجدد نشست هشیارانه (آگاهی از تنفس، بدن، صداها، افکار)/ توضیحاتی پیرامون استرس و شناسایی واکنش­های شرکت­کنندگان نسبت به استرس/ بررسی آگاهی از وقایع خوشایند و ناخوشایند بر احساس، افکار و حس­های بدنی/ انجام تمرینات یوگای هوشیارانه/ تمرین فضای تنفس سه دقیقه­ای/ توزیع جزوات.

جلسه ششم: انجام یوگای هوشیارانه/ انجام مراقبه نشسته (حضور ذهن از صداها و افکار)/ توزیع جزوات جلسه­ی 6 و نوار شماره 4 بین شرکت­کنندگان.

جلسه هفتم: انجام مراقبه کوهستان / بهداشت خواب/ تکرار تمرینات جلسات قبل/ تهیه فهرستی ازفعالیت­های لذت بخش/ توزیع جزوات جلسه هفتم.

جلسه هشتم: تمرین وارسی بدن/ بازنگری کل برنامه/ وارسی و بحث در مورد برنامه­ها/ انجام مراقبه سنگ، مهره و تیله.

يكي از روش­ هاي مداخله­اي مورد استفاده در پژوهش حاضر درمان فراشناختي مي­باشد كه شامل جلسات درماني است كه بر اساس راهنماي گام به گام "راهنماي عملي درمان فراشناختي" در قالب 8 جلسه­ ي درماني اجرا شد كه در زير خلاصه­اي ازدستور العمل اجراي جلسات درمان فراشناختي آورده شده است.

جلسه اول: فرمول­بندي كلي مراجع/ معرفي مدل/ شناسايي دوره­هاي نشخوار ذهني (افزايش فراشناخت)/ تمرين تكنيك افزايش توجه/ كامل كردن فرم ATT/ تکالیف خانگی (تمرین تكنيك افزايش توجه دو بار در روز و يادداشت كردن تكليف ATT).

جلسه دوم: بررسي تكاليف خانگي شناسایی زمان نشخوار ذهني و افكار غي قابل كنترل/ معرفي و تمرين  DM/ نشان دادن به تعويق انداختن نشخوار ذهني به شكلي آزمايشي براي اصلاح كردن عقايد غير قابل/ تمرین ATT/ تكليف خانگي؛ تمرينATT ؛ کاربرد DM/ تمرين و به تعويق انداختن نشخوار ذهني.

جلسه سوم: بررسي تكاليف خانگي/ شناسایی زمآنهاي نشخوار ذهني و در زمان عقايد غير قابل كنترل/ شناسايي ماشه چكآنهاي نشخوار ذهني تمرین. DM بررسي نشخوار فعال و تمرين به تعويق انداختن نشخوار ذهني درجلسه/ چالش با فراشناخت­هاي غير قابل كنترل/ شناسايي سطوح فعاليت و مقابله/ تكليف خانگي تمرين ATT ؛به كارگيري به تعويق انداختن نشخوار ذهني و DM).

جلسه چهارم: بازبيني تكاليف خانگي؛ بررسي نشخوار ذهني و افكار غي قابل كنترل؛ بررسي سطوح فعاليت و سبك­هاي مقابله­اي غيرسودمند/ بررسي اين كه آيا به تعويق انداختن نشخوار ذهني در حداقل 75 درصد ماشه چكان­ ها و دوره­هاي نشخواري به كار مي­رود/ چالش با عقايد مثبت در مورد نشخوار ذهني/ تمرین / ATT تكليف خانگي؛ تمرين  ATT استفاده وسیع از DM و به تعويق انداختن نشخوار.

جلسه پنجم: بازبيني تكاليف خانگي بررسی نشخوار ذهني؛ بررسي عقايد مثبت و سطح فعاليت/ بررسي و كاربرد وسیع DM/  ادامه دادن به چالش با عقايد مثبت در مورد نشخوار ذهني/ بازبيني سطوح فعاليت و افزايش زمان تأمل تا واكنش (به فكر فرورفتن) كشف و مانع شدن از رفتار مقابله­اي مضر (براي مثال خواب يا استفاده از الكل)/ تمرين ATT/ تكليف خانگي؛ تمرین ATTبه تعویق انداختن نشخوار ذهنی؛ افزایش فعاليت.

جلسه ششم: بازبيني تكاليف خانگي؛ وبررسی نشخوارهای فکری؛ عقايد مثبت و سطح فعاليت/ شناسايي عقايد منفي و چالش با آنان در مورد هيجان و افسردگي/ تكليف خانگي؛ تمرين ATT/ تمرين نشخوار و حفظ فعاليت­ها.

جلسه هفتم: بازبيني تكاليف خانگي و بررسی نشخوارهای فکری و عقايد و راهبردهاي مقابله­اي غير سودمند/ شروع به نوشتن طرح­هاي جديد، كشف و اصلاح ترس ­هاي عود كننده/ تمرین/ ATT تکلیف خانگی تمرین/ ATT.

جلسه هشتم: بازبيني تكليف خانگي و بررسی نشخوار ذهنی/ پيشگيري از عود (تکمیل طرح کلی درمان) كار بر روي عقايد فراشناختي باقيمانده/ پیش بینی برانگیزانندهای آتی و بحث درباره­ی نحوه­ی استفاده از برنامه­ی جدید.

ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های ذیل بود.

پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (RSPWB): این مقیاس را ریف[7] (1980) طراحی کرد. نسخه اصلی آن 120 گویه دارد، اما در بررسی­های بعدی نسخه­های کوتاه­تر 84 سوالی و 18سوالی تهیه شده است. در این پژوهش نسخه 18 گویه­ای که در یک طیف لیکرت شش درجه ای از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری می شود، به کار خواهد رفت. مقیاس­های بهزیستی روان­شناختی، شامل شش مقیاس است: خودمختاری، تسلط بر محیط، رشد شخصی، رابطه مثبت با دیگران، زندگی هدفمند و پذیرش خود. نمره بالاتر بیان­گر سطح بالای بهزیستی روان­شناختی است و مجموع نمرات این 6 عامل به عنوان نمره کلی بهزیستی روانشناختی فرد محاسبه می گردد. همبستگی نسخه کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف با مقیاس اصلی از 7/0 تا 89/0 در نوسان بوده است (29). در پژوهش ریف روایی عاملی و روایی همگرای این مقیاس با دیگر مقیاس های سلامت روانی تایید شده است (001/0 >P) (30). در پژوهش خانجانی، شهیدی، فتح آبادی، مظاهری و شکری (1393) همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 71/0 بدست آمد که با یافته ریف و سینگر (1998) همسو است (31). در این پژوهش پایایی آزمون با آلفای کرانباخ 73/0 به دست آمد.

مقیاس تاب آوری کونر- دیویدسون (1003) (C-DRS[8]): این پرسشنامه را کونور و دیویدسون با مرور منابع 1979-1991 حوزه تاب آوری، تهیه کردند. طیف پاسخگویی به آن از نوع لیکرت 5 درجه ای بوده که از کاملا غلط (1) تا کاملا درست (5) می باشد. برای بدست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه، مجموع امتیازات همه سوالات با هم جمع می شوند. این امتیاز دامنه ای از 0 تا 100 را خواهد داشت. هر چه این امتیاز بالاتر باشد، بیانگر میزان تاب آوری بیشتر فرد پاسخ دهنده (ﮔﺮوه ﻫﺎي ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ و ﻏﻴﺮ ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ) خواهد و برعکس. اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ 25 ﮔﻮﻳﻪ دارد و گرچه نتایج تحلیل عاملی اکتشافی وجود هفت عامل (احساس توانایی فردی[9]، مقاومت در برابر تاثیرات منفی[10]، پذیرش مثبت، تغییر[11]، اعتماد به غرایز فردی[12]، احساس حمایت اجتماعی[13]، ایمان[14] و رویکرد عمل گرایانه به روش های حل مساله[15]) را براي مقياس تاب آوري تأييد کرده است، چون پايايي و روايي زيرمقياس ها هنوز به طور قطع تأ ييد نشده اند، در حال حاضر فقط نمره ی کلي تاب آوري براي هدف هاي پژوهشي معتبر محسوب مي شود. ضريب روايي گزارش شده برابر 87/0 مي باشد. به منظور تعيين اعتبار مقياس از روش آلفاي كرونباخ استفاده شد. ضريب اعتبار حاصله برابر با 89/0 بود (32). جوکار در پژوهش خود با بررسی روايی و اعتبار اين مقیاس در فرهنگ ايرانی، با استفاده از روش تحلیل عاملی، روايی آن را مورد تأيید قرار داد و ضريب اعتبار مقیاس مذکور را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 73/0 گزارش کرده است (33). در این پژوهش پایایی آزمون با آلفای کرانباخ 80/0 به دست آمد.

مقیاس نشاط ذهنی: مقیاس نشاط ذهنی موقعیتی ریان و فریدریک (34) استفاده شد که انرژی و نشاط کنونی فرد را اندازه گیری می نماید. این مقیاس دارای 7 گویه می باشد به هر گویه نمراتی از 1 تا 5 (بسیار موافقم تا بسیار مخالفم) تعلق می گیرد. برای تعیین پایایی از آلفای کرانباخ استفاده شد که ضریب 89/0 به دست آمد و جهت بررسی روایی از همبستگی هر گویه با نمره کل استفاده شد که دامنه ضرایب از 57/0 تا 86/0 بود که در سطح 001/0 معنادار بودند (35). در پژوهش حاضر میزان پایایی آزمون با آلفای کرانباخ 79/0 به دست آمد.



[1] Cerebral palsy

[2] Mobility

[3] Guillamón´

[4] Noemı´

[5] Ryff

[6] Conner-Davidson Resilience Scale

[7]. Ryff’

[8] Conner-Davidson Resilience Scale

[9] Personal competence

[10] Tolerance of negative affect

[11] Positive acceptance of change

[12] Trust in one’s instincts

[13] Social support

[14] Faith

[15] Action oriented approach to problem solving

 

  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی1
دسته بندی
برچسب ها
تبلیغات

انجام فوری تحلیل آماری پایان نامه

تحلیل آماری

انجام فوری تحلیل آماری پایان نامه