بررسی تحلیل مسیر کارکردهای مثبت روانشناختی 1

جمعه 13 دی 1398 ساعت 10:16 ق.ظ

بررسی تحلیل مسیر کارکردهای مثبت روانشناختی در مادران کودکان فلج مغزی

ارجاع به مقاله:

Khorrami M, Atashpour S H, Arefi M. Analyzing the Path between Positive Psychological Functions among Mothers of Cerebral Palsy. JNKUMS. 2019; 10 (4) :28-39
URL: http://journal.nkums.ac.ir/article-1-1660-fa.html

 

محمد خرمی: دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران. khorrami@rocketmail.com

0000-0002-5832-7220

سید حمید آتش پور*: دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

0000-0003-2090-7577

 مژگان عارفی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

 

 

*نویسنده مسوول: عضو هیات علمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان، اصفهان، ایران.

09131068707- رتبه ی علمی دانشیار- hamidatashpour@gmail.com

 

چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط کارکردهای مثبت روانشناختی با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان فلج مغزی استان خراسان شمالی در سال 96 و 97 می باشد.

 روش کار: نمونه ها به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شد [به تعداد 105 نفر]. داده های پژوهش با استفاده از هشت پرسشنامه آزمون اميد به زندگي، بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی، رضایت از زندگی، خودکارآمدی، معنویت، تاب آوری، بخشش، گردآوری شده و از طریق رویکرد کمترین مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

یافته ها: نتایج بدست آمده از مدل نشان داد، ابتدا معنویت به منظور تبیین بخشش، نشاط ذهنی و امید به زندگی وارد الگو شد. سپس متغیرهای نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشودگی به عنوان سازه های میانجی و پیش بینی کننده رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی وارد مدل شدند. بنابراین مشخص است كه متغیرهای نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشش مي تواند تعديل كنندۀ رابطة بين معنویت با رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی  باشد. در این میان، مسیر متغیر بهزیستی روانشناختی با خودکارآمدی به طور مستقیم و با رضایت از زندگی با میانجی گری خودکارآمدی معنادار شد. تاب آوری علاوه بر تأثیر مستقیم بر بهزیستی روانشناختی اثرات غیرمستقیمی از طریق متغیر میانجی گری این متغیر بر خودکارآمدی دارد. درحالی که، معنویت قدرت پیش بینی نشاط ذهنی را با میانجی گری امید به زندگی دارد.

نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصله، به منظور افزایش سطح رضایت از زندگی، تاب آوری، خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی باید به معنویت، نشاط ذهنی، امید به زندگی و بخشش توجه بیشتری مبذول گردد.

کلید واژه: مادران، کودکان فلج مغزی، کارکردهای مثبت روانشناختی، مدل سازی

 

 

Mohammad khorrami: Ph.D Student, General Psychology, Islamic Azad University, Isfahan Branch )Khorasgan(, Isfahan, Iran

Seyed Hamid Atashpour*: Associate Professor Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan(Branch, Isfahan, Iran.

Mozhgan.arefi: Assistant Professor Department of Psychology, Islamic Azad University, Isfahan )Khorasgan( Branch, Isfahan, Iran.

 

Analyzing the path between Positive Psychological Functions among Mothers of Cerebral Palsy

Abstract

Background & objectives: The purpose of this study was to determine the relationships of positive psychological functions using structural equations modeling. The statistical population of this study included all mothers of children with cerebral palsy in North Khorasan Province in 2017 and 2018.

Method: The samples were selected by sampling method [105 persons]. Data were collected using eight questionnaires of life expectancy test, psychological well-being, mental well-being, life satisfaction, self-efficacy, spirituality, resilience, forgiveness And through partial least squares approach have been analyzed.

Results: The results of the model showed that spirituality first entered the model in order to explain forgiveness, mental vitality and life expectancy. Then, the variables of mental vitality, life expectancy and forgiveness as mediators and predictors of life satisfaction, resilience, self-efficacy and psychological well-being were entered into the model. So it is clear that the variables mental vitality, life expectancy and forgiveness can adjust the relationship between spirituality and life satisfaction, resilience, self-efficacy and psychological well-being. In the meantime, the variable path of psychological well-being with self-efficacy was directly and with life satisfaction through self-efficacy mediation.

Conclusion: According to the findings, in order to increase the level of life satisfaction, resilience, self-efficacy and psychological well-being of mothers of cerebral palsy, attention should be paid to spirituality, mental vitality, life expectancy and forgiveness.

Keywords: Mothers, Children with cerebral palsy, Positive psychological functions, modeling

 

مقدمه

فلج مغزي[1] شایع ترین ناتوانی حرکتی و عارضه عصب شناختی در کودکان است [1 و 2]. و می تواند تمام اعضای خانواده به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشكلات مربوط به سلامت رواني[2]  قرار دهد [3و 4]. در چنین خانواده هایی درخواست های جدیدی برای والدین به واسطه نیاز به بستری شدن، مراقبت های پزشکی و نیازهای مراقبتی، آموزش و توانبخشی کودک ایجاد می شود و این عوامل به نوبه خود می تواند فرایند سازگاری و بهزیستی والدین را تحت تأثیر قرار دهد و تنیدگی را بدنبال داشته باشد [5]. چنین شرایطی می­تواند سبب گوشه­گیری، عدم علاقه به برقراری رابطه با محیط، احساس خودکم­بینی و بی­ارزشی در مادر شود و پیامدهای منفی هم­چون کیفیت زندگی پایین [6، 7، 8 و 9]، افسردگی [10 و 11] و اضطراب، [12 و 13]، سطح شادکامی کمتر [14]، میزان قابل توجهی استرس [15 و 16]، فرسودگی شدید [17] و امید به زندگی پایین [18] را در آنها به دنبال داشته باشد. بررسی ها نشان داد مراقبت از کودك فلج مغزي می تواند بر بهزیستی و سلامت فیزیکی و روانی اغلب مادرها تأثیر منفی بگذارد [19 و 20]، بنابراین مادران کودکان معلول نیازمند حمایت و توجه ویژه ای هستند، و این مساله کمکی به کودک معلول است تا با بیماری خویش بهتر کنار آید و زندگی را با خانواده بگذراند. نقش خانواده ها در توانبخشی به طور گسترده ای شناخته شده است [21].  والدین کودکان فلج مغزی نیاز مبرم به توجه و انجام مطالعاتی دارند که موجب کاهش سطح فشار روانی و ارتقاء سلامت روانی آنها شود [22].

ارتقاء سلامت روان، یکی از اهداف روانشناسی قرن حاضر است [23]. در رويكرد سنتي حاكم بر حوزه سلامت روان، روانشناسان بر جنبه های مرضی کارکردی و رفتاری انسان پرداخته اند و از ویژگی های مثبت تا حدودی غافل بودند، اما در سال های اخیر نظامی در این زمینه به وجود آمده است که در آن بر مولفه های مثبت روانشناختی با هدف رشد و توسعه فردی، سازمانی و اجتماعی توجه دارد [24] که به نام روانشناسی مثبت[3] شناخته می شود. ظهور و اوج گيري روان شناسي مثبت نگر در سال هاي اخير، موجب شده كه علاقه و توجه به ابعاد مثبت كاركرد روان شناختي به مثابه رويكردي نوين در پژوهش هاي سلامت روان شناختي افزايش چشمگيري پيدا كند [25]. اساس روان شناسي مثبت بر پذيرش انسان در جايگاه موجودي توانمند و شايسته است كه مي تواند توانايي هاي خود را شكوفا سازد؛ بنابراين، هدف اين رويكرد، مطالعه نيرومندي ها و شادماني انسان ها است [26]. این رویکرد، سلامت روان را معادل كاركرد مثبت روان شناختي تلقي و آن را در قالب اصطلاح بهزيستي روانشناختي مفهوم سازي كرده است؛ از اين منظر بهزيستي روان شناختي به معني كاركرد روان شناختي بهينه است [27]. این حالت می تواند مولفه هایی مانند: معنويت، خوشحالي، تاب آوری، اميد، احساس کارآمدی، رضایت، بهزیستی، بخشندگي، دلسوزي، همدلي، نوع دوستي و ... [ [28را در بر گیرد.

از این میان، معنویت یکی از کارکردهای های مهم روانشناسی مثبت نگر محسوب می شود. به طوری که، روانشناسی مثبت را می توان پیوند میان دین و روانشناسی امروزی و یک هشداردهنده بسیار مستند و پاسخی علمی به رویکرد دین گریزانه قرن بیستم دانست و آن را بازگشت به معنویت نام گذاری کرد. در این رویکرد معنویت یکی از ملاک های مهم سنجش متغیرهای سلامت روان است [29] که در قلب اسلام کلید فهم جنبه های مختلف آن در نظر گرفته می شود [30]. ظهور مفهوم معنا در زندگی به عنوان یک سازه بالینی در پس زمینه نوشته های فرانکل در مورد تجاربش در یک اردوگاه اجباری نازی ها محقق شد. از آن زمان به بعد بسیاری از روانشناسان به تبیین معنای فردی در نظریه های کارکردی روانشناختی پرداخته اند [31]. این بعد، یک جنبه ی مهم و برجسته در نظریه های مربوط به سلامت کلی انسان محسوب می شود [32] و در گستره وسیعی از سایر شاخص های سلامتی نیز لحاظ گردیده است [33]. بامیستر بر این باور است که احساس معنا را می توان در وهله نخست با سازه هایی همچون ارزشمندی، عزت نفس و خودکارآمدی بدست آورد [34]. در خلق معنا، سایرین به اهمیت تصمیم گیری ها و اقدامات روزمره، خودتعالی بخشی و بهزیستی اشاره کرده اند [35]. پژوهش های بی شماری نقش معنویت در بهزیستی روانشناختی را تایید کرده اند [29، 36، 37 و 38] و از شیوع بالای مشکلات مربوط به حوزه معنویت و مذهب در بیماران گزارش داده اند [39]. وجود معنای زیاد در زندگی با لذت بردن، رضایت از زندگی و شادمانی و برخی کارکردهای سلامتی [40]. رابطه نشان داده است. همچنین معنویت یکی از متغیرهایی است که با تحول مرتبط می باشد و تصور می گردد فراهم کننده زمینه لازم برای حصول شادکامی و نشاط باشد [41]. دی و همکاران (2003) به اهمیت معنا در زندگی و متغیرهای مرتبط با آن در شخصیت سالم اشاره نموده اند [42]. پژوهش های جدید ناظر بر اهمیت سه جهت گیری مجزا نسبت به شادی بوده است: لذت، درگیری و معنویت که دو مورد اخیر پیش بینی کننده های نیرومند تری برای رضایت از زندگی بوده اند [35 و 43]. در نتیجه معنویت با برآیندهای با ارزش زندگی که مثبت و شادی بخش هستند در ارتباط است و"امید به آینده"را در فرد تقویت می کند [44]. امید به آینده از پسایندهای زندگی با معنا است که فرد با معنویت به معنای والاتر، بهزیستی و شکوفایی غنی تری دست می یابد [45، 46 و 47].

ابعاد معنویتِ سالم عشق، ایمان و امید است که با بهزیستی انسان در ارتباط است. فرانکل بر این باور است که با جنبه روحانی عشق می توان صفات و ویژگی های اصلی خداوند را مشاهده نمود [48]، با ایمان، به او اعتماد کرد و وابسته شد [49] و با امید، به صورت اعتماد، لطف، مهربانی، عدالت، مودت و حکمت خداوند را درک نمود [50]. اسنایدر و همکاران، امید را مجموعه ای شناختی مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون و مسیرها می دانند [51]. شواهد تحقیقاتی زیادی وجود دارند که بین بالا بودن میزان امید افراد و موفقیت آنها در فعالیت های ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، بهزیستی جسمی و روانی بهتر و بیشتر ارتباط نشان می دهند [48، 52 و 53]. از طرف دیگر، زمانی فرد داراي بهزیستی روانشناختی بالاست، رضایت از زندگی را به وفور تجربه می کند و به طور نادر هیجانات نامطلوب مانند خشم و اضطراب را تجربه می کند. با توجه به تحقیقات و مطالعات موجود، اهمیت بهزیستی روانشناختی و نقش آن در رضایت از زندگی افراد به وضوح نشان داده شده است [54].

از دیگر مولفه های مثبت نگر می توان به خودکارآمدی اشاره کرد. بندورا معتقد بود كه خودكارآمدي به شيوه هاي گوناگون و از فرآيند هاي مختلف با رشد و كاركرد روانشناختي افراد تأثير شگرف مي گذارد. بندورا برانگيختگي فيزيولوژيكي و هيجاني را به عنوان يكي از منابع مهم در شكل گيري باورهاي خودكار آمدي معرفي مي كند. اين مطلب بيانگر نقش متغيرهاي روانشناختي در شكل گيري باورهاي خودكارآمدي است. وي معتقد بود هر چه سطح برانگيختگي فيزيولوژيكي و هيجاني ما بالاتر باشد، احساس كارايي و خودكارآمدي ما پايين تر است. بر اين اساس هر چه سطح بهزيستي رواني و جسماني افراد بالاتر باشد، احساس خودكارآمدي بيش تري خواهند داشت [55]. در برخی پژوهش های پيشين مشخص شد خودكارآمدي با سلامت روان و سلامت معنوي [56] و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت ارتباط دارد [57].

علاوه براین، ارتباط بخشش با مولفه های مثبت روانی از بعد مفهومی و پژوهشی کاویده شده است. بخشش در واقع نوعی جابجایی هیجاناتی نظیر تنفر، تلخی، کینه، دشمنی، خشم و ترس  با هیجانات متمایل به مثبت نظیر عشق، همدلی، شفقت یا همدردي است [58]. گرایش به بخشش بیشتر، افسردگی، خشم و اضطراب پایین تر و رضایت زندگی بالاتر را در افراد پیش بینی می کند. بخشش می تواند خود، دیگران و موقعیت را در برگیرد. بخشش خود، سه عامل افسردگی، اضطراب و رضایت از زندگی را پیش بینی می کند و بخشش دیگران نیز تنها در عامل خشم واریانس منحصر به فردي را نشان می دهد و بخشش موقعیت هر چهار جنبه را پیش بینی می کند؛ بنابراین بخشش خود و موقعیت نسبت به بخشش دیگران رابطه قوي معنی داري با سلامت روان و بهزیستی روانشناختی دارد [59]. مرور شواهد پژوهشی نشان می هد که بخشش با رضایتمندی و بهزیستی روانشناختی [60 و 61] ارتباط دارد.

سازه ی دیگر روانشناسی مثبت نگر که احساس بهزیستی را در افراد تحت تاثیر قرار می دهد، تاب آوری است [62]. امروزه تاب آوری در حوزه های بهداشت روانی و روان شناسی تحولی، جایگاه ویژه ای برای خود کسب کرده است و بیشتر از دو دهه است که به عنوان یک سازه مهم در تئوری ها و پژوهش های بهزیستی مطرح است [63] ویس )2008) معتقد است، تاب آوری که در حقیقت، ظرفیت و توانایی افراد برای استقامت در برابر شرایط دشوار است، با حفظ سلامت روانی و بهزیستی افراد و ارتقای آن رابطه  دارد [64]. پژوهش های مختلف نشان می دهد تاب آوری با بهزیستی روانشناختی رابطه دارد [65، 66 و 67].

در راستای ارتباط دو به دوی کارکردهای مثبت روانشناختی تحقیقات متنوعی در بین مادران کودکان معلول انجام شده است و همبسته هایی مانند معنویت با بهزیستی روانشناختی [68، 69 و 70]؛  امید با بهزیستی روانشناختی [71]، تاب آوری [72 و 73]؛ کیفیت رابطه مادر- فرزند [74]؛ رضایت از زندگی با وضعیت روانشناختی [75]؛ كيفيت زندگي، مهارت زندگي، توانايي سازگاري با شرايط و بهزيستي رواني با نشاط ذهني [76]؛ تاب آوری با سلامت [77] و بهزیستی روان شناختی [78]؛ سلامت روان با تغییرات مثبت [79]؛ بهزیستی با خودکارآمدی [80] در پژوهش هاي گوناگون بررسی شده اند. همچنین در این زمینه مطالعات متناقضی صورت گرفته است، برای مثال لوییس، مالتبی و دی [81] بر عدم رابطه میان باورهای مذهبی و شادکامی تاکید داشته اند.

مرور یافته هایی از این دست نشان داد که در چهارچوب کارکردهای مثبت روانشناختی پژوهش های متعدد و پر دامنه اي انجام شده و نتایج گسترده، متنوع، پراکنده ای نیز به دست آمده است، اما در هیچ کدام از این پژوهش ها رابطه توأم هر هشت کارکرد مثبت روانشناختی در قالب مدل منسجم در بین مادران کودکان فلج مغزی، این جامعه ی دارای شرایط خاص، در کنار هم قرار نگرفته است و ممکن است متخصصان به صورت اکتشافی، یعنی حالتی که اطلاعات اندکی در روابط خطی که بین متغیرها وجود دارد، از یافته ها استفاده کنند. درصورتی که، روابط میان متغیرهای روانشناختی، رابطه ای ساده و خطی نیست، بلکه چند متغیری می باشد و بررسی دقیق این روابط نیازمند پژوهش های مدلسازی و تحلیل مسیر است. از این رو، براساس مجموعه ادبیات پژوهشی و نظری فوق، مدلی از کارکردهای مثبت روانشناختی طراحی و با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد. مدل ها لزوماً از یک نظریه خاص استنتاج نمی شوند. مدل ها بر اساس سه منبع یعنی نظریه ها، تحقیقات انجام شده، منطق و استدلال پژوهشگر می تواند شکل بگیرند. اگرچه تحلیل مدل ها عمدتاً براي نظریه آزمایی مورد استفاده قرار گرفته اند، ولی چنانچه پژوهشگر در صدد بررسی فرضیه هایی با روابط میانجی باشد نیز می تواند مدل تدوین کند یا می تواند با ترکیب چند فرضیه یا نظریه از قبل موجود، مدلی جدید را تدوین و آن را آزمون کند [82]. براین اساس این سوال مطرح می شود که آیا مدل پیشنهادی مربوط به کارکردهای مثبت روانشناختی [بخشش، تاب آوری، نشاط ذهنی، امید به زندگی، بهزیستی روانشناختی، رضایت، معنویت و خودکارآمدی] برازنده داده ها است؟

روش کار

مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر با هدف تدوین الگوی کارکردهای مثبت روانشناختی در بین مادران کودکان فلج مغزي استان خراسان شمالی صورت گرفت. جامعه هدف، کلیه مادران کودکان فلج مغزی این استان در سال 96 و 97 بودند. روش نمونه گیري بر اساس جامعه در دسترس بود که از بین مراجعین مرکز توانبخشی مهر شیروان و مراجعه ی خانه به خانه انتخاب شدند. ملاك هاي ورود شامل تشخیص فلج مغزي توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان و سن مادران بین 20- 55 سال بود. معیار خروج از مطالعه نیز عدم تمایل خانواده علیرغم موافقت اولیه جهت همکاري در پژوهش، درنظر گرفته شد. نظر به این که تحلیل مسیر بر اساس همبستگی انجام می پذیرد، در مجموع 200- 100 نمونه براي این منظور کفایت می نماید [83]. براین اساس، تعداد 105 مادر کودك فلج مغزي در مطالعه وارد شدند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار PLS انجام پذیرفت. پس از کسب رضایت از مادران و با رعایت مسائل اخلاقی برای بررسی کارکردهای مثبت روانشناختی از پرسشنامه های زیر استفاده شد:

آزمون اميد به زندگي ميلر (MHS): این آزمون  شامل 48 سؤال است كه در یک طیف لیکرت پنج درجه ای از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری می شود و نمره 48 درماندگي كامل و نمره 240 حداكثر اميدواري را نشان مي دهد. میزان روایی این پرسش نامه، در پژوهش عبادی راد [84] به دو شیوه آلفای کرونباخ و تنصیف محاسبه شد و مقادیر 91/0 و 87/0 به دست آمد. برای محاسبه روایی پرسشنامه نیز نمره کل پرسشنامه با نمره سؤال ملاک که به طور همزمان توسط آزمودنی ها کسب شده بود، همبسته گردید و ضریب اعتبار 64/0 و 001/0 به دست آمد. برای محاسبه روایی پرسشنامه نیز، نمره کل پرسشنامه با نمره سؤال ملاک به طور همزمان از آزمودنی ها کسب شد که رابطه مثبت و معنی داری نشان داد.

پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (RSPWB): این مقیاس را ریف[4]  (1980) طراحی کرد. نسخه اصلی آن 120 گویه دارد، اما در بررسی­های بعدی نسخه­های کوتاه­تر 84 سوالی و 18سوالی تهیه شده است. در این پژوهش نسخه 18 گویه­ای که در یک طیف لیکرت شش درجه ای از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری می شود، به کار خواهد رفت و نمره بالاتر بیان­گر سطح بالای بهزیستی روان­شناختی است. همبستگی نسخه کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف با مقیاس اصلی از 7/0 تا 89/0 در نوسان بوده است. در پژوهش ریف [85] روایی عاملی و روایی همگرای این مقیاس با دیگر مقیاس های سلامت روانی تایید شده است (001/0 >P). در پژوهش خانجانی، شهیدی، فتح آبادی، مظاهری و شکری [86] همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 71/0 بدست آمد که با یافته ریف و سینگر [87] همسو است.

مقیاس نشاط ذهنی: مقیاس نشاط ذهنی موقعیتی ریان و فریدریک (1997) استفاده شد که انرژی و نشاط کنونی فرد را اندازه گیری می نماید. این مقیاس دارای 7 گویه می باشد به هر گویه نمراتی از 1 تا 5 (بسیار موافقم تا بسیار مخالفم) تعلق می گیرد. اعتبار آلفای کرونباخ مقیاس نشاط ذهنی 94/0 گزارش شده است و روایی سازه ای آن به و سیله تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفته است [88]. برای تعیین پایایی از آلفای کرانباخ استفاده شد که ضریب  89/0 به دست آمد و جهت بررسی روایی از همبستگی هر گویه با نمره کل استفاده شد که دامنه ضرایب از  57/0 تا 86/0 بود که در سطح 001/0 معنادار بودند [89].

پرسشنامه رضایت از زندگی (Swis[5]): مقياس رضايت از زندگي توسط داينر و امونز، لارسون و گریفتن[6] (۱۹۸۵) ساخته شده و توسط پاوت و داينر (۱۹۹۳) تجديدنظر شده است. این مقیاس در ابتدا شامل 48 سوال بود که بعد از تحلیل عاملی به 10 سوال کاهش یافت.  بخاطر شباهت معنایی بین 10 سوال نسخه نهایی آن به 5 سوال کاهش پیدا کرد. مقیاس پاسخگویی به سوالات مقیاس لیکرت 7 درجه ای (1= کاملاً مخالفم تا 7= کاملاً موافقم) است. محققان در بررسی خصوصیات روانسنجی این مقیاس ضرایب هماهنگی درونی را بطور هماهنگی بین 79/0 تا 89/0 گزارش کرده اند. داینر (1985) و داینر و پاوت (2008) پایایی بازآزمایی مقیاس را به ترتیب در فاصله زمانی دو ماه  و یک ماه 84/0 گزارش کردند [90]. در فاصله زمانی دو هفته نیز آلفونسو، الیسن، رادر و گارمن (1992) پایایی آن را 83/0 اندازه گیری کردند. همچنین  یاردلی و رایس (1991) با فاصله زمانی 10 هفته آن را 50/0؛ مگاس، داینر، فیوجی تا و پاوت6 (1993) با فاصله زمانی 4 سال آن را 54/0 گزارش کردند [90]. در ایران نیز شیخی، هومن، احدی و سپاه منصور، [91] خصوصیات روانسنجی این مقیاس را بر روی دانشجویان ایرانی انجام دادند.

مقیاس خودکارآمدی: مقياس خودكارآمدي توسط شرر و همكاران[7] (1982) با هدف اندازه‌گيري خودكارآمدي ساخته شد. نسخه اصلي آزمون شامل ۳۶ سؤال بود كه براساس تحليل‌هاي انجام ‌شده به ۱۷ سؤال كاهش يافت. پاسخ‌ها درمقياس پنج درجه اي ليكرت ازدامنه کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم تنظيم شده است. نمره­گذاری مقیاس به این صورت است که به هر ماده از 1 تا 5 امتیازتعلق می­گیرد. سؤال­های 1، 3، 8، 9، 13 و 15 از راست به چپ و بقیه سؤال­ها به صورت معکوس یعنی ازچپ به راست نمره­گذاری می­شوند. این مقیاس توسط براتی (1375) ترجمه و اعتباریابی شده است [92]. ضريب پايايي گزارش شده توسط شرر و همكاران (۱۹۸۲) [93] نسبتا بالا و رضايت‌بخش وآلفاي كرونباخ به دست‌ آمده برابر با 86/0 است.

پرسشنامه معنویت: برای سنجش میزان معنویت از مقیاس پارسیان و دونینگ[8] (2009) استفاده شد. این پرسش­نامه متشکل از 29 عبارت است. آزمودنی­ها میزان توافق خود را با هر عبارت در یک مقیاس 4 درجه­ای لیکرت ابراز می­دارند. پارسیان و دونینگ [94] همسانی درونی را برای کل آزمون و خرده مقیاس­های خودآگاهی، اهمیت باورهای معنوی در زندگی، فعالیت­های معنوی و نیازهای معنوی به ترتیب 94/0، 91/0، 91/0، 80/0 و 89/0 گزارش کرده­اند. نتایج حاصل از روش بازآزمایی نیز در یک فاصله 10 هفته­ای هیچ تفاوت معناداری را بین نمرات مرتبه اول و دوم نشان نداد، که این امر حاکی از پایایی مطلوب پرسش­نامه معنویت است. در پژوهش پیراسته مطلق و همکاران [95] پایایی این ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ 93/0 بدست آوردند.

مقیاس تاب آوری کونر- دیویدسون (1003) (C-DRS[9]): این پرسشنامه را کانر و دیویدسون[10] [96] با مرور منابع 1979-1991 حوزه تاب آوری، تهیه کردند. طیف پاسخگویی به آن از نوع لیکرت 5 درجه ای بوده که از کاملا غلط (1) تا کاملا درست (5) می باشد. هر چه این امتیاز بالاتر باشد، بیانگر میزان تاب آوری بیشتر فرد پاسخ دهنده خواهد و برعکس. اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ 25 ﮔﻮﻳﻪ دارد. ﺑـﺮاي ﺗﻌﻴﻴﻦ رواﻳﻲ، اﺑﺘﺪا ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻫﺮ ﮔﻮﻳﻪ ﺑﺎ ﻧﻤﺮه ي ﻛﻞ ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و ﺳﭙﺲ از روش ﺗﺤﻠﻴـﻞ ﻋﺎﻣﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ضريب روايي گزارش شده برابر 87/0 مي باشد. ضريب اعتبار حاصله از روش آلفاي كرونباخ برابر با 89/0 بود. جوکار [97] در پژوهش خود ضريب اعتبار مقیاس مذکور را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 73/0 گزارش کرده است. ضريب آلفاي به دست آمده در مطالعه ي  رسولی [98] 86/0 بود.

پرسشنامه بخشش هرتلند (HFS[11]): توسط تامپسون[12] و همکاران [99]، ساخته شده است و برای اندازه گیری سطح بخشودگی فرد با 18 گویه به کار می رود. یک مقیاس از نوع طیف لیکرت[13] هفت درجه ای از 1 (تقریبا همیشه غلط) تا 7 (تقریبا همیشه صحیح) است و سه زیرمقیاس دارد. 9 گویه (2، 4، 6، 7، 9، 11، 13، 15 و 17) از این 18 گویه معکوس نمره گذاری می شود. آلفاي کرونباخ در تحقیقات اولیه براي مقیاس گرایش به بخشش کلی در دامنه اي بین 84/0 تا 87/0 و برای خرده مقیاس هاي خود، دیگران و موقعیت در دامنه ای بین 71/0 تا 83/0 به دست آمد. از لحاظ اعتبار و روایی این مقیاس همبستگی مثبتی با اندازه های رضایت از زندگی داشته و برعکس با اندازه های نشخوار ذهنی همبستگی منفی دارد [100]. در پژوهش هاشمی شیخ شبانی و همکاران پایایی این مقیاس به روش آلفاي کرونباخ براي مقیاس بخشش کلی 83/0 و برای خرده مقیاس هاي بخشش خود، دیگران و موقعیت به ترتیب برابر با 78/0، 84/0 و 56/0 محاسبه شد [101].

مدل پیشنهادی

مدل مفهومی مورد بررسی در این پژوهش مبتنی بر فرضیه های رویکرد روانشناسی مثبت و یافته هاي پژوهشی در این زمینه و با هدف ارائه تبیین هاي کارآمدتر و پیشرفته تر تنظیم و تشریح و در تصویر 1 ارایه شده است. به دنبال تدوین و ترسیم مدل مفهومی پژوهش و تشخیص متغیرهاي اساسی، ابزارهای مناسب براي جمع آوري اطلاعات لازم تهیه شد.

چچچچچ

تصویر 1: مدل مفهومی کارکردهای مثبت روانشناختی در بین مادران کودکان فلج مغزی

یافته ها

جدول 1 همبستگی میان متغیرهای پژوهش را نشان می دهد.

جدول 1. ضرایب همبستگی بین متغیرهای پژوهش

 

معنویت

امید به زندگی

بهزیستی روانشناختی

نشاط ذهنی

رضایت از زندگی

خودکارآمدی

تاب آوری

بخشش

معنویت

1

 

 

 

 

 

 

 

امید به زندگی

**376/0

1

 

 

 

 

 

 

بهزیستی روانشناختی

**454/0

**547/0

1

 

 

 

 

 

نشاط ذهنی

**414/0

**482/0

**475/0

1

 

 

 

 

رضایت از زندگی

**538/0

**582/0

**546/0

**585/0

1

 

 

 

خودکارآمدی

**399/0

**401/0

**372/0

**322/0

**390/0

1

 

 

تاب آوری

**388/0

**298/0

**325/0

**352/0

**502/0

**320/0

1

 

بخشش

**670/0

**661/0

**650/0

**562/0

**663/0

**486/0

**566/0

1

 

**p<0/01

با توجه به نتایج به دست آمده از ضریب همبستگی بین متغیرهای تحقیق می توان گفت که در سطح اطمینان 99 درصد بین کارکردهای مثبت روانشناختی در بین مادران کودکان فلج مغزی رابطۀ معناداری وجود دارد. قبل از این که به برازش الگو پرداخته شود، مفروضه هاي تحلیل مسیر لازم است بررسی شود، با توجه به برآورد منحنی متغیرها با استفاده از برنامه  spss شخص شد که ارتباط بین متغیرها خطی و علی است و خطاهاي مربوط به متغیرهاي درون زاد (امید به زندگی، بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی، رضایت از زندگی، خودکارآمدی، تاب آوری) با متغیر معنویت که آن ها را پیش بینی می کند همبستگی ندارد. از طرفی متغیرها فاصله اي هستند و نرمال بودن داده ها نیز با استفاده از آزمون اسمیرنف کولموگروف تأیید شدند.

برآورد مدل تحقیق:

جهت برآورد مدل پژوهش، ملاحظلات مربوط به انتخاب حجم نمونه مورد توجه قرار گرفت و از روش تخمین آماری کمترین توان دوم جزئی (پی ال اس) استفاده شد. علت به کارگیری روش پی ال اس این است که به وسیله آن می توان علی رغم برخی محدودیت ها مانند نامعلوم بودن توزیع متغیر پاسخ، وجود حجم نمونه کم و یا وجود خودهمبستگی جدی بین متغیرهای توضیحی؛ یک یا چند متغیر پاسخ را به طور همزمان در قبال چندین متغیر توضیحی الگوسازی کرد. طبق پیشنهاد هالاند (1999) مدل یابی پی ال اس در دو مرحله انجام می شود. اولین مرحله، مدل اندازه گیری از طریق تحلیل های روایی و پایایی و تحلیل عاملی تائیدی بررسی می شود و در دومین مرحله، مدل ساختاری به وسیله برآورد مسیر بین متغیرها و تعیین شاخص های برازش مدل  بررسی می شود [102]. در ادامه، برخی از شاخص های برازندگی موجود در نرم افزار پی ال اس برای مدل مفهومی فوق ارائه گردیده است.

ارزیابی مدل اندازه گیری:

به منظور دستیابی به اعتبار همگرا و میزان همبستگی، آزمونهای پایایی مرکب میانگین واریانس اقتباس شده ارزیابی شد. پایایی مرکب بالاتر از از 8/0 همراه با میانگین وایانس حداقل 5/0 دو شرط لازم برای اعتبار همگرا و همبستگی یک سازه می باشند [103]. همانطور که در جدول 4 نشان داده شده است، پایایی مرکب و میانگین واریانس در بازه مورد قبول قرار داشتند که اعتبار همگرایی بالایی را نشان می دهند. حال برای مشخص شدن اینکه آیا گویه ها بیان کننده سازه های مورد نظر هستند از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. اما قبل از انجام تحلیل عاملی تأییدی لازمست تا با استفاده از آزمون بارتلت و معیار کایزر به ارزیابی مناسب بودن یا نبودن داده های حاصله از جامعه آماری تحقیق پرداخته شود که نتایج آن در جدول زیر (جدول 3) آمده است. اگر نمونه مناسب باشد مقدار معیار کایزر باید بزرگتر از 5/0 و آزمون بارتلت نیز باید معنادار باشد.

جدول 3. آزمون بارتلت و KMO

ملاک کیزر

671/0

آزمون بارتلت

آماره آزمون چرخش

440/238

معناداری

000/0

 

با توجه به مقدار KMO (بزرگتر از 5/0) و معناداری آزمون بارتلت (05/0sig<) می توان نتیجه گرفت که داده ها برای انجام تحلیل عاملی، مناسب هستند و بدین ترتیب جواز استفاده از تحلیل عاملی تأییدی کسب شد. در ادامه شاخص AVE، پایایی ترکیبی[14] (پایایی سازه)، الفای کرونباخ (پایایی) و ضریب تبیین برای پرسشنامه پژوهش آمده است.

جدول4. شاخص AVE،پایایی ترکیبی،ضریب تعیین و آلفای کرونباخ

 

میانگین واریانس تبیین شده

(AVE> 0.5)

پایایی ترکیبی

(CR> 0/7)

ضریب تعیین

R2

آلفای کرونباخ

(Alfha> 0/7)

بخشش

539011/0

953405/0

912827/0

946933/0

بهزیستی ذهنی

538451/0

953777/0

703649/0

947796/0

خودکارآمدی

511424/0

946637/0

455527/0

940054/0

معنویت

547510/0

971794/0

 

969354/0

نشاط ذهنی

536307/0

889111/0

840392/0

853409/0

امید

560772/0

983375/0

823419/0

982043/0

رضایت از زندگی

661945/0

907012/0

339979/0

873242/0

تاب آوری

500914/0

960492/0

924570/0

956349/0

 

بر اساس جدول 3 مقادیر محاسبه شده AVE برای تمامی سازه‌ها دارای مقادیر میانگین واریانس استخراج شده بالاتر از  5/0 هستند، لذا گویه‌ها بیش از 50% از واریانس سازه‌های مربوط به خود را تبیین می‌کنند. مطلوب بودن مقادیر این شاخص نشان از وجود اعتبار همگرا در آزمون‌های بکار رفته دارد. همچنین مقدار پایایی ترکیبی و پایایی با استفاده از الفای کرونباخ بالاتر از مقدار قابل قبول 7/0 می باشد.

مدل ساختاری (مدل درونی[15]): برای ارزیابی مدل از شاخص­های منظمی جهت آزمون استفاده می‌شود که شامل R2، ضرایب مسیر و ضرایب بحرانی هستند. به منظور بررسی معنی داری ضریب مسیر یا همان بتا از روش سرگیری[16] استفاده شد که برای این منظور از سرگیری در سه حالت 100، 300 و 500 نمونه استفاده شد که نتایج نشان می‌دهد در هر سه حالت در معنی دار بودن یا نبودن پارامترها تغییری ایجاد نشده و نتایج از اعتبار محکمی برخور دار هستند. لذا می‌توان در قالب مدل رگرسیونی فرضیات تحقیق را آزمون نمود. برای بررسی برازش مدل در حداقل مربعات جزئی، از معیار کیفیت جهانی که توسط آماتو و همکاران در سال 2004 مطرح شد، استفاده می­کنیم.

GOF =  شاخص

 میانگین اشتراک هر متغیر است و کیفیت مدل بیرونی را می­سنجد.  میانگین ضرایب تعیین مربوط به هر متغیر پنهان درونزا می­باشد و کیفیت مدل درونی را می­سنجد و برای هر متغیر درونزا بر طبق متغیرهای پنهانی که آنرا توضیح می‌دهند، محاسبه می‌شود. سه مقدار 01/0، 25/0و 36/0 را به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GoF معرفی شده است [104]. در ادامه محاسبه جدول برازش مدل درونی و مدل نهایی بدست آمده ارایه می گردد:

 

نمودار 2: مدل نهایی بدست آمده

جدول 5: محاسبه برازش مدل درونی

متغیر

Communality

R2 ضریب تعیین

بخشش

539011/0

912827/0

بهزیستی ذهنی

538451/0

703649/0

خودکارآمدی

511424/0

455527/0

معنویت

547509/0

 

بازنشاط ذهنی

536307/0

840392/0

امید

560772/0

823419/0

رضایت از زندگی

661944/0

339979/0

تاب آوری

500969/0

929936/0

شاخص نیکویی برازش

601/0  GoF=

 

ادامه مطلب

  بررسی تحلیل مسیر کارکردهای مثبت روانشناختی 1
دسته بندی
برچسب ها
تبلیغات

انجام فوری تحلیل آماری پایان نامه

تحلیل آماری

انجام فوری تحلیل آماری پایان نامه